تبلیغات
شاید این جمعه بیاید شاید... - دخالت نظامی غرب در لیبی اهداف و انگیزه ها

دخالت نظامی غرب در لیبی اهداف و انگیزه ها

چهارشنبه 17 فروردین 1390 08:03 ق.ظ

نویسنده : فدائیان رهبر

شورای امنیت در تاریخ 4 فروردین 1390 قطعنامه 1973 را درباره منطقه ممنوعه پروازی در لیبی با 10 رأی مثبت و پنج رأی ممتنع (چین، روسیه، آلمان، هند و برزیل) به تصویب رساند. كمتر از دو روز پس از تصویب این قطعنامه جنگنده های فرانسوی به مواضع نیروهای قذافی حمله كردند.
مهمترین مفاد قطعنامه 1973 عبارت است از: درخواست استقرار آتش بس فوری و پایان كامل خشونت، حملات و سوء رفتار با غیرنظامیان، ممنوعیت همه پروازها بر فراز لیبی به منظور حمایت از غیرنظامیان، صدور مجوز به اعضای سازمان ملل جهت اتخاذ همه اقدامات لازم برای حمایت از غیرنظامیان از جمله در بنغازی، تشدید تحریم تسلیحاتی لیبی و درخواست از دبیركل سازمان ملل برای تعیین یك هیأت هشت نفره از متخصصان برای كمك به نظارت بر اجرای تحریم علیه لیبی.

تمركز رسانه ها بر جنگ لیبی در حالی است كه فشار و سركوب علیه شیعیان بحرین همچنان ادامه دارد، اما غرب ترجیح داده است با از میان برداشتن دیكتاتور لیبی، موضوع بحرین را از كانون توجه رسانه ها خارج كند.
از یك سو ممنوع ساختن منطقه ممنوعه پروازی در لیبی چالشی عمده برای كشورهای غربی است زیرا با اجرأی دقیق این مصوبه امكان سقوط جنگنده های ناتو و به اسارت درآمدن خلبانان آنها وجود دارد. به همین علت بود كه از ابتدای طرح موضوع در شورا، آمریكایی ها اعلام كردند كه اجرای این طرح پیچیده بوده و لازم است ابتدا سیستم پدافند هوایی لیبی خنثی شود.
از سوی دیگر اشاره قطعنامه به عدم صدور مجوز برای اشغال خارجی به دنبال مخالفت برخی از كشورها از جمله كشورهای عربی و اسلامی صورت گرفته است. صراحت قطعنامه در این زمینه به دلیل كسب رأی لازم در شورا برای تصویب قطعنامه و اطمینان دادن به كشورهای منطقه است كه هدف اشغال لیبی نیست. به همین دلیل است كه آمریكا، انگلیس و فرانسه اصرار دارند كه نیروی نظامی كشورهای عربی در این عملیات شركت كرده و یا حداقل در مخارج آن سهیم باشند تا این طور به نظر نیاید كه غرب یك بار دیگر به یك كشور اسلامی حمله كرده است.
از طرفی رأی ممتنع آلمان به قطعنامه، وجود شكاف در غرب را در زمینه مقابله با رژیم قذافی به روشنی آشكار ساخت. موضع رسمی آلمان در دادن رأی ممتنع این بود كه این كشور مخالف شركت در یك جنگ در شمال آفریقا است. البته مسائل داخلی آلمان از جمله انتخابات این كشور و مخالفت مردم با شركت در جنگ دلیل اصلی عدم همراهی آن كشور با آمریكا، انگلیس و فرانسه بوده است.
به نظر می رسد غرب نگران تكرار تجربه بوسنی در لیبی می باشد. در جنگ بوسنی دست صرب ها برای ارتكاب هر گونه جنایتی در این كشور باز بود و غرب نظاره گر نسل كشی مسلمانان بود، اما زمانی كه برخی از نیروهای خارج از دایره اروپا وارد عرصه نظامی بوسنی شدند و نیروهای مسلمان را آموزش داده و تجهیز كردند، كشورهای غربی برای كنترل اوضاع و خارج نشدن بوسنی از دایره اختیار خود، تصمیم به دخالت نظامی در این كشور گرفتند. در لیبی نیز برخی از كشورهای اسلامی تلاش دارند به نیروهای انقلابی لیبی كمك كنند، لذا نگرانی از موفقیت انقلابیون خارج از مشاركت غربی ها، آنان را وادار به دخالت نظامی در لیبی كرد.
به لحاظ اقتصادی یكی از مهمترین دلایل دخالت غرب در لیبی به موضوع منافع نفتی و رقابت بر سر طلای سیاه بازمی گردد. غربی ها قصد دارند با تسریع در پایان دادن به جنگ در لیبی از بالا رفتن بهای نفت جلوگیری كنند و در عین حال در نظام آینده این كشور، دیگر جایی برای شركت های چینی كه سران آن از قدافی حمایت كرده اند، وجود نداشته باشد. به این ترتیب راه برای حضور شركت های غربی و به خصوص آمریكایی كه غایب بزرگ نفت ارزشمند لیبی هستند، هموار خواهد شد.
و بالاخره انتقام گیری از رهبر لیبی به عنوان یكی از انگیزه های مهم غرب در حمله نظامی به این كشور محسوب می شود. هر چند قذافی طی سال های اخیر در برابر غرب نرمش زیادی نشان داد، اما كشورهای اروپایی و آمریكا در طول دهه 80 و 90 قرن گذشته به نوعی با رژیم قذافی درگیر بوده اند از جمله موضوع تجهیز ارتش آزادی بخش ایرلند شمالی در حمله علیه منافع انگلیس، حمله به چاد به عنوان متحد فرانسه در سال 1982 جهت تصرف معادن اورانیوم، سرنگونی هواپیمای آمریكایی پان امریكن بر فراز لاكربی در سال 1988 و بالاخره فعالیت های هسته ای لیبی.
تعلل غربی ها در اعلام ممنوعیت پرواز بر فراز لیبی در ابتدای حملات هوایی قذافی علیه مخالفان، این پیام را برای رژیم داشت كه می تواند با خیال راحت مخالفان و غیر نظامیان را از هوا و زمین به خاك و خون بكشد چرا كه منافع غرب در سایه این اقدامات تأمین می شد.
در هر حال پیش بینی آینده لیبی كار دشواری است. هم اكنون غربی ها بر لزوم خروج نیروهای قذافی از شرق لیبی تأكید می كنند، جایی كه از نظر ذخایر نفتی بسیار غنی است. به نظر می رسد كه غرب یا مایل نیست قذافی به طور كامل ساقط شود و یا قادر به انجام چنین كاری نیست.
در چنین شرایطی وضعیت لیبی شاهد حالت نه جنگ و نه صلح خواهد بود كه عملاً زمینه تقسیم این كشور را به دو بخش شرقی و غربی ایجاد خواهد كرد. بی تردید چنین اتفاقی به دنبال تجزیه جنوب سودان، برای جهان اسلام خسارت بار خواهد بود. به نظر می آید بهترین گزینه برای حل بحران لیبی ادامه نهضت و مقاومت مردمی و اعمال فشار بر رژیم قذافی بدون لشكركشی به این كشور می باشد تا در نهایت مردم لیبی بدون دخالت خارجی سرنوشت خود را تعیین كرده و از دیكتاتوری چهل ساله قذافی رهایی یابند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -