تبلیغات
شاید این جمعه بیاید شاید... - راههای افزایش تاثیرگذاری امربه معروف و نهی از منکر

راههای افزایش تاثیرگذاری امربه معروف و نهی از منکر

چهارشنبه 26 آبان 1389 10:56 ق.ظ

نویسنده : فدائیان رهبر

امیر مؤمنان علی(ع)فرمود: «غایه الدین؛ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، واقامه الحدود[1]».

امر به معروف و نهی از منکر فریضه الهی است که بر تارک تعالیم نورانی اسلام چون خورشیدی فروزان می‌درخشد. برگهای زرین معارف دینی سرشار از تأکید و توجه خاصی است که منبع وحی و سیراب‌شدگان فیض‌ الهی به آن مبذول داشته‌اند. آیات و روایات متعددی اهمیت و لزوم اجرای این فریضه را در جوامع بشری تبیین نموده و یکی از عوامل قطعی هلاکت و نابودی جوامع را درطول تاریخ ترک این سنت الهی بیان کرده است.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که الهام گرفته از شرع مقدس و اصول دین مبین اسلام می‌باشد به این فریضه توجه خاص شده و در اصل هشتم آن به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه همگانی پرداخته شده است. بنابراین امر به معروف و نهی از منکر هم یک تکلیف شرعی است و هم یک وظیفه قانونی. بدون تردید اجرای آن در جامعه مستلزم فراهم آوردن شرایط و لوازمی می‌باشد و چنانچه این شرایط و لوازم به خوبی فراهم نگردد و در نتیجه این فریضه به خوبی اجرا نشود چه‌بسا آثار مترتب بر اجرای ناصحیح این فریضه بسیار خطرناک‌تر از عدم اجرای آن باشد. از این جهت لازم است که اقدام کنندگان به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به چگونگی اجرای صحیح این فریضه آشنایی کامل پیدا کنند.

اما علاوه بر شناخت دقیق راه و روش صحیح و مبتنی بر شرع و قانون امر به معروف و نهی از منکر، ضرورت دارد قبل یا حین اجرای این فریضه به نکات دیگری توجه نمود که اثر بخشی آن را مضاعف ساخته، زمینه را برای پذیرش مخاطب بیش از پیش مهیا و حالت تقابل و تدافعی وی را کاهش می‌دهد.

در این نوشتار تلاش شده است تا با طرح مسائلی زمینه تحقیق وپژوهش اساتیدو پژوهشگران را برای ارائه راهکارهایی جهت افزایش اثر بخشی و تأثیر‌گذاری امر به معروف و نهی از منکر فراهم نماید.

الف) استفاده از فرایند انطباق

یکی از راههای افزایش تأثیرگذاری در زمان امر به معروف و نهی از منکر کاهش مقاومت غیر منطقی در پذیرش امر و نهی استفاده از موقعیتی است که دانشمندان علم ارتباطات به آن فرایند انطباق می‌گویند.

بدون تردید، همه انسانها از هر کیش و مذهب و با هر گونه اعتقادی در زندگی فردی و اجتماعی، شخصیت و منش‌دیگری را برای خود الگو قرار می‌دهند و در رفتار به او تأسی می‌کنند، زیرا ویژگی‌های آرمانی مورد نیاز خود را در آنها یافته‌اند. این دلبستگی و تعلق خاطر مخاطب را در سطح قابل توجهی از آستانه پذیرش در قبال امر و نهی قرار می‌دهد. کلمان از دانشمندان علم ارتباط کلامی، سه فرایند تاثیر اجتماعی برای الگوی ارتباطی ارائه می‌کند. وی علاقمند است که پیش بینی کند که از هر تلاش ارتباطی چه نتیجه‌ای حاصل خواهد شد. به دیگر سخن، او در پی شناسایی متغیرهایی است که وی را قادر می‌سازد شرایط ضروری برای کسب پاسخ القایی ارتباط را پیش بینی کند. کلمان سه فرایند مشخص تأثیر اجتماعی را به میان می‌آورد: قبول، انطباق و درونی سازی.[2] آنچه بیشتر در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است فرایند انطباق می‌باشد. وی در این‌باره می‌نویسد: هرگاه شخصی رفتاری مهم از شخص یا گروه دیگر را به این علت اختیار کند که آن رفتار با ایجاد رابطة ارضاء کننده‌ای برای تسجیل نفس، متداعی و همراه است می‌گوییم که انطباق روی داده است.

به سخن دیگر گاهی افراد به این علت رفتار القایی ابراز می‌کنند که آرزوی شباهت با عامل مؤثر را دارند یعنی در او خصوصیات مطلوبی را می‌بینید که خود آرزوی نیل به آنها را دارند.

این مفهوم به آنچه در برخی کتب ارتباطاتی از آن به اعتبار منبع یاد می‌کنند نزدیک است. اعتبار منبع به طور خلاصه یعنی تصوراتی که شنونده از منبع ارتباطی دارد این تصورات به صفاتی نظیر صلاحیت، تخصص، قابل اعتماد بودن، صداقت و توانایی وی مربوط می‌شوند.

نویسنده کتاب استیلا توسط مریخ می‌نویسد: برای روانشناسان اجتماعی، تبلیغاتچی‌های سیاسی و تجاری این حقیقت انکارناپذیر و شناخته شده‌ای است که یک نظر و یا محصول وقت بیشتری برای پذیرفته شدن و مقبول افتادن دارد اگر بتواند بوسیله فردشناخته شده و خوشنامی پشتیبانی شده و یا از سوی آنها عرضه شود. البته این شخص خوشنام و شناخته شده می‌باید دارای شخصیتی پذیرفتنی و یا توانایی و مهارت غیر قابل انکار و یا پایگاه اجتماعی بالایی باشد.

فرض کنید قراراست شما درس معارف اسلامی را برای دانشجویان ارائه کنید همزمان با ورود شما به کلاس، مدیر گروه وارد می‌شود و به معرفی شما می‌پردازد و شما را یکی از تجار وارد کننده گوشی تلفن‌ همراه معرفی می‌کند. شما مطالبی را بازگو می‌کنید و وقت کلاس به اتمام می‌رسد. درساعت دوم به کلاس دیگری می‌روید و این‌بار هم مدیر گروه همزمان با شما وارد کلاس می‌‌شود و شمارا فارغ‌التحصیل دانشکده الهیات که دارای چند سال تحصیلات حوزوی است و در دانشگاههایی مثل الازهر مصر نیز تدریس می‌کند معرفی می‌نماید. شما عین مطالب جلسه قبل را برای این دسته از مخاطبان بیان می‌نمایید به نظر شما اگر از دانشجویان این دو کلاس نظرسنجی شود که تا چه اندازه مطالب عنوان شده را پذیرفتید و موافق آن هستید؟ چه نتایجی حاصل می‌ شود؟ به نظر می‌رسد نتایج نظرسنجی معلوم و روشن باشد. دقت نمایید که محتوای پیام و حتی فروشنده پیام یکی بوده است اما شخصیت و اعتبار پیام‌فرست در دو کلاس متفاوت است.

سه نوع اعتبار در ارتباطات مطرح است اولیه، ثانویه ونهایی. اعتبار اولیه به اعتباری اطلاق می‌شود که عامل ارتباطی قبل از ورود به فرایند ارتباطی مورد نظر آن را داراست و معمولا با پیشوندی مانند دکتر، مهندس، پروفسور و... همراه است.

اعتبار ثانویه در جریان فرایند ارتباط ایجاد می‌شود و پیام فرست تلاش می‌کند صرف‌نظراز عنوان و لقبی که دارد حین بیان مطالب بر اعتبار خود بیفزاید. استادان و معلمان همواره به گونه‌ای آگاه و ناخودآگاه سعی در بالا بردن اعتبار خود نزد دانشجویان و دانش‌آموزان دارند آنان با استناد به نوشته‌ها و تألیفات خود و یا از طریق ارائه آمار و اطلاعات جدید سعی در بالا بردن اعتبار خود می‌کنند.

اعتبار نهایی اعتباری است که فرد پس از یک رابطه میان کنش با دیگران احساس می‌کند که به دست آورده است و دیگران نیز پس از برقراری ارتباط درمی‌یابند فرد مورد نظر دارای چه اعتباری است. یک استاد پس از یک دوره تدریس در دانشگاه دارای اعتبار خاصی می‌شود که البته ممکن است از اعتبار اولیه بالاتر یا پائین‌تر باشد.

باید به این نکته توجه کرد که اعتبار ثانویه با تلاش پیام فرست و اعتبار نهایی با ارزیابی پیام‌گیرنده حاصل می‌شود حال این پرسش مهم مطرح می‌شود که چگونه می‌توان براعتبار اولیه افزود ؟!

مؤلفه‌هایی نظیر رعایت عدل و انصاف در گفتگوها و تسلیم در مقابل حقایق، صداقت در رفتار، صلاحیت نسبت به موضوع، برخورداری از منش و اخلاق پسندیده، پویا و فعال در عرصه‌هایی که دارای صلاحیت است در بالا بردن اعتبار منبع نقش آفرین می‌باشد.

در هر صورت اشخاص با پذیرش اعتبار منبع پیام آگاهی بیشتری در پذیرش پیام و محتوای آن پیدا می‌کنند و این امر نه به خاطر قدرت منبع پیام بلکه به خاطر برخورداری از صفات جاذب وی بوده و پذیرش مخاطب نیز به دلیل رضایت باطنی‌ای است که از برقراری رابطه مناسب با وی دارد. دانشمندان این علم معتقدند رفتاری که به سبب انطباق اتخاذ شده کاملاً علنی نیست اما خصیصه یک عقیده ثابت شخصی را هم ندارد. تنها اشکالی که بر این رابطه وارد است این است که یک نوع حضور عامل، همواره ضروری است. حتی اگر این حضور فیزیکی نباشد و فقط حضوری روانی داشته باشد. به عبارت دیگر چنانچه اعتبار منبع دچار تزلزل شود و پیوند لازم روحی و روانی بین گیرنده و فرستنده از میان برود فرایند انطباق رخ نخواهد داد و مخاطب یا به طور کلی پذیرش خود را از دست می‌دهد و یا سطح آن کاهش می‌یابد. اگر بخواهیم موضوع را باز هم روشنتر بیان کنیم باید بگوییم در این فرایند مخاطب رفتار مورد انتظار را نه به خاطر آنکه اصل عمل را قبول دارد، انجام می‌دهد بلکه صرفاً به خاطر آن است که عامل یا منبع پیام برای وی مقبولیت دارد و تا زمانی این‌گونه پاسخها را از خود بروز می‌دهد که میزان مقبولیت عامل در سطح بالایی باشد. البته بهترین شکل فرایند ارتباطی آن است که به عقیده شخصی منجر شود و رفتار مخاطب ناشی از اعتقاد وایمان به آن عمل باشد نه صرفاً اعتقاد به عامل و آمر.

ب) خیرخواهی

بسیاری تلاش می‌کنند که تکلیف شرعی و وظیفه قانونی خود را در حد مقبول انجام دهند اما این کافی نیست و باید سعی نمود که از این اقدام بهترین و بالاترین نتیجه را به دست آورد. این معنای دیگری از اثربخشی، کارایی و بهره‌وری است. در امر به معروف و نهی از منکر نیز که یک تکلیف الهی و وظیفه قانونی است، هر چند اگر فقط تذکر بدهیم و به همین اندازه اکتفا کنیم تکلیف و وظیفه خود را انجام داده‌ایم، اما انسانهای کارآمد به دنبال آن هستند که فعل آنها اثر مطلوبی داشته باشد! [3]

یکی از مؤلفه‌های بسیار مهم در افزایش تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر ابراز حس خیرخواهی است. همان چیزی که در فرهنگ اسلام به نصیحت مشهور است. راغب صاحب مفردات می‌گوید: نصح انجام کار و یا ادای سخنی است که صلاح صاحب نصیحت در آن باشد و این معنا از همان باب است که می‌گویند: نصحت له الود یعنی با اخلاص به او محبت ورزیدم. ابن اثیر در معنای کلمه نصیحت می‌نویسد: نصیحت کلمه‌ای است که با آن معنی یک جمله را می‌توان ادا کردوآن عبارتست ازخیرخواهی به نصیحت شده.[4]

علامه طباطبایی در تفسیر آیه 91 سوره توبه فرموده است: کسی که درباره منصوح خالص باشد، یعنی هیچگونه نظرشخصی واغراض دیگری جز منافع آن شخص در کار نباشد،هرکاری و هر سخنی که می‌گوید فقط و فقط مصالح او در نظرش باشد.

بدیهی است خیر کسی را خواستن، لوازم و جهات زیادی دارد، راهنمایی کردن، از بدی منع نمودن، تنبیه و تعدیل کردن، تشویق و ترغیب نمودن، از خطرات محافظت کردن و از جمله لوازم و جهات خیرخواهی است. بنابراین آمر به معروف و ناهی از منکر در اصل خیرخواه مخاطب است و باید تلاش نماید که این حس را در خود تقویت نماید و از سوی دیگر به مخاطب نیز منتقل سازد.

نشانه‌های خیرخواهی

1. آمر به معروف و ناهی از منکر که خیر خواهانه این اقدام الهی را انجام می‌دهد، فعل مخاطب را نشانه می‌گیرد نه فاعل را؛ یعنی ابراز علاقه یا انزجار نسبت به فعل خواهد بود نه فردی که مرتکب آن فعل شده است. به خصوص در نهی از منکر باید به این نکته بسیار دقت نمود که فرد مخاطب نهی، تلقی نکند که ما نسبت به وی موضع گرفته‌ایم و او رافردی مذموم می‌دانیم. بلکه باید آشکارا دریابد که با همه خوبیهایش کار خطایی از وی سرزده است و این نهی از منکر فقط به خاطر آن کار ناپسند است و قطعاً همه خوبیها و صفات پسندیده او در جای خود محفوظ و ارزشمند می‌باشد. روایتی از پیامبر (ص)مرتبط با این موضوع نقل شده است که می‌فرماید: «اگر کسی دیگری را به خاطر خدا دوست داشته باشد، خداوند پاداش کسی که فردی از اهل بهشت را دوست دارد به او ارزانی می‌دارد. حتی اگر آن فرد از اهل جهنم باشد؛ زیرا او را دوست دارد به خاطر خصلت و ویژگی حسنه و نیکویی که در او مشاهده کرده است. و هر کس دیگری را به خاطر خدا دشمن بدارد خداوند پاداش کسی که فردی از اهل جهنم را دشمن می‌داند به او می‌دهد، حتی اگر آن فرد از اهل بهشت باشد؛ زیرا بغض او به خاطر خصلت بدی است که در او دیده است. [5]»

ملاحظه می‌شود که یک عمل یا خصلت و صفت ملاک محبت و بغض قرار گرفته که متعاقب آن پاداش الهی را به دنبال دارد.

2. از دیگر نشانه‌های امر به معروف و نهی از منکر خیرخواهانه عدم احساس تفوق و برتری نسبت به مخاطب و ابراز آن است. آمر و ناهی خیرخواه هرگز چنین نمی‌پندارد که نسبت به مخاطب برتر است زیرا چه بسا در زمان و مکان دیگر آمر خود مخاطب امر و نهی مخاطبش قرار گیرد و این بار او باشد که نهی از منکر می‌شود. بروز چنین حالتی نه تنها استبعادی ندارد بلکه طبیعی بوده و همواره در زندگی روزمره فردی و اجتماعی ما رخ می‌دهد.

آمر و ناهی باید بداند که او نیز همواره در معرض خطا کردن است و ممکن است عامدانه و یا از روی سهو مرتکب فعل ناپسندی شود به همین دلیل هیچ‌گاه نسبت به دیگری برتری ندارد و همانطور که در فرهنگ اسلامی مکرراً تأکید شده است ملاک برتری انسانها فقط تقواست . بنابراین نباید رفتار او تحقیر آمیز باشد و مخاطب را به دیده حقارت بنگرد.

3. نهی از منکر نباید با عیب‌جویی، سوءظن و عیب‌گویی و برملاکردن عیب دیگران آلوده شود. آمر و ناهی خیرخواه ضمن آنکه با ادب رفتار می‌کند و حرمت، عزت و کرامت مخاطب را مراقبت می‌کند. تلاش می‌کند که اجرای این تکلیف الهی و وظیفه قانونی خود به منکری تبدیل نشود تا سرحد امکان از نهی از منکر علنی و در حضور دیگران اجتناب می‌ورزد مگر در مواردی که مصلحت جامعه در آن باشد. اگر منکری را از دیگری دید چنانچه لازم باشد اغماض می‌کند در صورت لزوم نهی این منکر و کار خطا را دستاویزی برای مقابله یا تلافی کردن قرار نمی‌دهد.امیرمؤمنان علی(ع)می‌فرماید: «چگونه است که فردی عیب برادرش را مطرح می‌سازد ... آیا به خاطر نمی‌آورد که خداوند گناهان او را پوشانده است، گناهانی که از عیب برادرش بزرگتر است و چگونه است که او را به خاطر گناهی که خود نیز مرتکب شده نکوهش می‌کند و حتی اگر مرتکب همان گناه نشده. به طور قطع معصیت خدا را در چیز دیگری که از آن گناه بزرگتر بوده مرتکب شده است. قسم به خدا که اگر حتی از او گناه کبیره و صغیره هم سرنزده باشد همین میزان که جرأت پیدا کرده که عیب مردم را بیابد و مطرح سازد از همه گناهان بزرگتر است.»[6]

پی نوشت

[1]. غرر الحکم ح، 6373

[2]. برای کسب اطلاع بیشتر به کتاب ارتباط کلامی نوشته جرالد ر. میلر، ترجمه علی زکاوتی رجوع شود.

[3]. دقت فرمایید که این موضوع با مامور به بودن تکلیف که امام راحل(ره)بر آن تاکید می‌ورزیدند تعارضی ندارد.

[4].ابن اثی ر، النهایه، ج5، ص64

[5]. تاریخ ابن عساکر، 54: 336، کنزالعمال 9: 180 ح 25595

[6]. نهج البلاغه، خطبه 140


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -