تبلیغات
شاید این جمعه بیاید شاید... - حجاب دیروز، امروز، فردا(1)

حجاب دیروز، امروز، فردا(1)

جمعه 5 آذر 1389 10:46 ق.ظ

نویسنده : فدائیان رهبر

بی تردید یکی از مهمترین دغدغه‌های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامى، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(ص) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان‌دار این نظام محسوب می‌شود.

آنچه خواهید خواند، نگرشی است کوتاه بر آنچه که در دوران پیدایش و پس از شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است که تنها هدفش نگاهی به گذشته برای تصمیم گیری برای آینده‌ای بهتر است.

اگر به وضع ایرانیان تا قبل از دستور کشف حجاب رضاخان مراجعه کنیم، ‌خواهیم دید که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از دیرباز، حجاب را به عنوان یکی از اصلی‌ترین نمادهای دینداری و مسلمانی به حساب می‌آوردند. حتی در برهه‌‌هایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل نیز بسیاری از خانواده‌ها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت‌ها تنها و تنها بر نوع زندگى، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم‌رانی می‌کنند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبل‌تر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتی‌ها ( اعم از دولتمردان و کارمندان دولت) تجدد سوغات‌گونه فرنگ را بر خود تافتند، و گرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت،‌ زنده نگاه می‌داشتند.

با پیروزی انقلاب اسلامی که همواره در طول سال‌های مبارزه‌، دغدغه‌های دین مداری و دین‌محوری در حکومت را شعارها و اصول راهبردی خود می‌دانست، ‌توقع از نظام برای تحقق کامل این اصول بیش از گذشته شد. در این میان پس از گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب، نگاه‌های متفاوتی وجود دارد و وضعیت کنونی از نظر حجاب زنان با نگاه‌های متفاوتی تعریف و تحلیل می‌شود. از میان آنان بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران،‌ در بهمن‌ 84 و در گزارشی تحلیل‌گونه چنین می‌نویسد:

«از سال پیش مسئله حجاب و«بدحجابی» به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعایت نکردن «پوشش شرعی» مجازات‌هایی پیش‌بینی شده، اما تعریف ویژگی‌های این پوشش هنوز نامشخص است.»

حجاب خوب کدام است و حجاب بد، کدام؟ این پرسشی است که از سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست‌وزیری تظاهرات می‌کردند عده‌ای با شعار «یا روسری یا توسری» ظاهراً پوشاندن موها و بعداً به تن کردن مانتو را حجاب می‌دانستند اما مسئولان هرجا توانسته‌اند نشان داده‌اند که چادر و مقنعه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می‌دهند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی‌رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقت‌ها در عمل غیرقابل استفاده است.(!)

گرچه پوشش مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابی هر ازگاهی و به مناسبتی موضوع روز می‌شود و بحث‌های داغی به همراه می‌آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغ‌تر می‌کند. آنچه در این سال‌ها تقریباً برای همه روشن شده این نکته است که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض‌على، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می‌شود. و برخوردهایی که در این سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیم‌هایی مقطعی بوده‌اند. و این ابتدای ماجرای تمام‌ناشدنی حجاب در ایران است. به عقیده نگارنده، مهم‌ترین علت وجود برخی نابسامانی‌ها درباره حجاب که آن هم بیشتر در شهرهای بزرگ ایران اسلامی دیده می‌شود، یک مشکل تاریخی است و آن فراموشی باغبانی انقلاب عزیزمان است. پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که بیش از 98 درصد مردم جمهوری اسلامی را پذیرفتند، بسیاری به دنبال زیرساخت‌های اقتصادی و سیاسی حکومت رفتند و پایه‌های فرهنگی را با توجه به همراهی بی‌نظیر مردم، از این مهندسی بی‌نیاز دانستند. بوستان همیشه سبز سال‌های 57 و 58 با آغاز جنگ تحمیلی بیش از پیش مورد غفلت واقع شد. پس از پایان جنگ نیز دوران سازندگى، این غفلت را دو چندان کرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان‌آبادی بدون رسیدگی و باغبانی با وجود زمینی مرغوب، از علف‌های هرزه و آفات مصون نمی‌ماند و بوستان فرهنگی انقلاب نیز با پیشرفت‌های حوزه‌های مختلف و حضور جدی‌تر زنان در عرصه‌های متعدد و متنوع اجتماعی از این آفات بی‌نصیب نماند. به این‌ها هجمه‌ فرهنگی دشمن و بمباران رسانه‌ای و تبلیغاتی غرب که بسته‌های سوغات‌گونه‌اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه کنید. پس معضل ضعف باغبانی و هدایت خوب فرهنگى، توجیه مسائل اجتماعی برای نسل‌‌های بعد از انقلاب و همچنین غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت کم کم علف‌هرزها و گیاهان مضری را در خود ببیند.

حجاب چرا؟ مخالفت چرا؟

اصولا در هر جامعه ای و پس از رویش هر انقلاب وظهور ایدئولوژی جدید حکومتی همواره در ابتدا مشکلاتی پیش می آید، از جمله در اوایل انقلاب بسیاری با توجه به حاکمیت جمهوری اسلامی ، تندروی ها و کندروی های بسیاری را در حوزه های فرهنگی انجام دادند. البته با توجه به آنچه که قبل تر اشاره شد، ساختار بعضی از نهادهای دولتی به شدت نیاز به ترمیم داشت حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب که بالتبع باید بسیاری از باید و نبایدهای جدید در مجموعه های مختلف و مرتبط با نظام حکمفرما می شد، امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب در پیامی صراحتا تاکید کردند: زن ها باید با حجاب به وزارتخانه ها بروند[i]. نوع نگاه معمار کبیر انقلاب در این یک جمله هم بسیار هوشمندانه و حساب شده است، این جملات زمانی ادا شد که عده ای به واسطه پیروزی انقلاب، مانع حضور زنان در ادارات دولتی می شدند و تنها چادر را به عنوان حجاب اسلامی می دانستند. حجت الاسلام اشراقى، داماد حضرت امام (ره) در تاریخ 17 اسفند 57 و شاید در تشریح این جمله حضرت امام به رادیو انقلاب اسلامی این چنین گفت: «باید در نظر داشت که حجاب به معنی چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد حرفی نیست.»

حتی مسئولان وقت در مورد اقلیت های مذهبی نیز با احترام کامل برخورد کردند و این گونه عنوان شد که آنها با هر آئین و مذهبی قابل احترام و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران هستند، توقع آن است که برای ظاهر شدن در اجتماع با عرف ایران اسلامی هماهنگ باشند.

از سویی برخی شبه روشنفکران در همان روزهای تولد انقلاب، حجاب را مانعی برای رشد و توسعه کشور(!) می دانستند، شاهد مثالشان هم کشورهای غربی بود. آیت الله طالقانی در تاریخ 20/12/57 طی سخنانی شیوا، این مغاطله را پاسخ دادند: «حجاب در ایران یک مسئله سنتی و تاریخی است که در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق مطرح بوده است. همیشه زن های ما دارای یک فرم حجاب بوده اند، حجاب به معنای عامش نه مخصوص به چادر و وضع خاص یعنی حفظ عفاف، یعنی وقار، حفظ وقار و شخصیت زن همیشه در ایران و کشورهای شرقی اسلامی و غیراسلامی بوده و شما ملاحظه می کنید که هندی ها، زن های هندوستان با این که مسلمان نیستند برای حفظ سنت اصیل ملی شان، اکثرا دارای حجابی سرپوشی هستند که مظهر کامل زنان مترقی و مدیر و سیاستمدار شرق خانم «گاندی» است. باید بدانید که رضا شاه یا بر اثر برنامه های استعماری خواست زنان ما را خفیف کند و به بی بند و باری بکشاند و همان طوری که برنامه عمومی استعمار است که زن و مرد را سرگرم شهوت رانی ها، خوش گذرانی ها و عیاشی ها بکنند تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و یا خیال می کرد همین قدر لباس ها را که کوتاه کرد، مردم ایران که کت و شلوار پوشیدند، شاپو گذاشتند، زن ها که بی حجاب شدند دیگر ترقی کرده ایم. کار رضاشاه همین بود، خیال کرد که دنیای غرب که مترقی شده و پیشرفت کرده است دلیلش این است که زنانش بی حجابند و توسعه اقتصاد و علم و قدرت و صنعت نیز به همین دلیل است.»

این در حالی بود که برخی سیاسیون وجود حجاب را یک مانع جدی برای استقرار دموکراسی می دانستند و معتقد بودند حجاب برای چه؟ در یک کشور آزاد، هر فردی مختار است نوع پوشش خود را خود انتخاب کند. همین جماعت بودند که در روزهای پایانی سال 57 یک به اصطلاح تظاهرات خودجوش را با شعار یا روسری یا توسری ترتیب دادند.هدف هم چیزی نبود جز نمایش یک جنبه از ترفندهای پنهان استعمار در قالب دموکراسی و آزادی بیان. حتی در شعارهایشان عبارت رهبر ما خمینى/ مرام ما آزادی هم شنیده می شد. یک روز پس از این تجمع کمیته مرکزی انقلاب، اطلاعیه ای را مبنی بر برخورد با افرادی که با عنوان کمیته مزاحم بانوان می شوند را صادر کرد. در آن اطلاعیه تصریح شده بود هیچ کس و یا نهادی حق ندارد به بانوان توهین و یا تعرض کند. به فصله یک روز پس از صدور این اطلاعیه جمعی از بانوان پایتخت در میدان توپخانه و سپس موسسه کیهان تجمع کرده و ضمن حمایت از نظر حضرت امام (ره) مبنی بر رعایت حجاب اسلامی در ادارات و نهادهای عمومى، شعار می دادند: ما پیرو قرآنیم/ بی حجاب نمی خواهیم یا رهبر ما خمینی است/ حجاب ما زینبی است و یا مرگ بر ارثیه پهلوى.

در همین روزها رسانه های غربی از جمله خبرگزاری فرانسه اتفاقات پیش آمده را بهترین محمل برای تهیه گزارش و نیل به اهداف خود که همانا تصویر کردن ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی بود، دانست و طی مصاحبه هایی بابرخی از نهادهای دفاع از حقوق زن، زنان را به تجمعات گوناگون دعوت می کرد.

با گذشت یک سال از این اتفاقات وزارتخانه ها و نهادهای مختلف با صدور اطلاعیه های جداگانه ای رعایت حجاب اسلامی را برای کارکنان و مراجعان خواستار شدند و این اولین اقدام انقلابی آشکار در جهت اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. به هر تقدیر نباید فراموش کرد که در خارج از مرزهای ایران اسلامی از بدو تولد انقلاب دست های پیدا و پنهانی درصدد تولید شورش های پس از انقلاب بوده و هستند. در تاریخ بسیار مشاهده شده، انقلاب هایی که در نخستین روزها و یا ماه های پیش، به وسیله اقلیت یا گروهک هایی متزلزل و بعضا فروپاشیده است. مخالفت با حجاب هم در دو بحث جداگانه مطرح بود. یکی تصویر کردن ضعف و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در برقراری دموکراسی و دیگری سوق دادن افکار عمومی به جنبه عقب افتادگی ملت با مقایسه کشور با کشورهای غربى.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ 14 تیر ماه 59 در خطبه های نماز جمعه در توصیه هایی به زنان مسلمان ایرانی این چنین فرمودند:

«حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمی دهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختس ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمی کنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی اعتنایی شما به آرایش دشمن یک بار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می کنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید.»

ابوالحسن بنی صدر نیز یک روز بعد، 15 تیرماه 59، ضمن تکذیب اخراج زنان از ادارات دولتى، پوشش اسلامی را به به معنای احترام به شخصیت زن دانست و طی سخنانی خطاب به برخی زنان تجمع کنند در مقابل مجلس گفت:

«آن طور که دشمنان تبلیغ می کنند در جامعه ما بنا بر تحقیر انسانی نیست چه رسد به زنان که منتهای ارزش را در جامعه اسلامی دارند.»

انقلاب پیروز شده بود و باید تمام بدنه نظام که میراث سلطنت 2500ساله شاهنشاهی بود را عوض می کرد آن هم نه با زور و نه بدون برنامه و یک شبه. در این میان بود که نقش فرهنگ سازی و ایده پردازی بیش از پیش نمایان شد. شهید آیت الله مرتضی مطهری به عنوان طلایه دار تفکر اسلامی معاصر، پرچمدار میدان اطلاع رسانی و تبیین حقایق و معارف اسلام شد. در تریح دو دیدگاه مخالف حجاب و همچنین تبیین لزوم حجاب این گونه فرمود:

حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخیر حجاب - سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه ؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند

درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است ، و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است . به قول ویل دورانت : دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است

پس روح مسأله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است.

فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگى، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.

اما ایرادها؛ ایرادی که بر حجاب گرفته اند اینست که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می‌گویند مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن . عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند . این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهائی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی ، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود

برعکس، پوشیده بودن زن - در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است - موجب کرامت و احترام بیشتر او است، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

مثال می زنم: یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد، قدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند. او هم زبان دار عمل می کند، به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید، رعب من را در دل های خود جا دهید. همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن.

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل الانسان حریص علی ما منع منه ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند. به علاوه، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی می گردد.

در روان شناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت ها و ناکامی ها بسیار تکیه شده است. فروید می گوید: ناکامی ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.

برتراند راسل در صفحه 69 و 70 ( ترجمه فارسی ) کتاب جهانی که من می شناسم می گوید: اثر معمولی تحریم ، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است و این تأثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا می کند . . . اکنون برای اثر تحریم مثالی می زنم: فیلسوف یونانی امپد کل جویدن برگهای شجره الغار را خیلی شرم آور و زشت می پنداشت

او همیشه جزع و فزع می کرد از اینکه باید ده هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجی ( دوزخ ) به سر برد. هیچوقت مرا از جویدن برگ غار نهی نکرده اند و من هم تاکنون برگ چنین درختی را نجویده ام ولی به امپد کل تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید

سپس در جواب این سؤال که: آیا شما عقیده دارید انتشار موضوع های منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ جواب می دهد : علاقه مردم نسبت بدانها نقصان می یابد. فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال های منافی عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نخواهد کرد

پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامى، به خصوص ناکامی جنسی ، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می یابد.

بدین نکته باید توجه کرد که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهائی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم . ولی ممنوعیت و حریم ، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداع ها و فلسفه ها می گردد. میان آنچه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا عشق عفیف و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک در می آید - با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است . عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است.

غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحى. از جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است، ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی ای که در این ناحیه ممکن است به وجود آید شکل دیگری دارد. حالت روحی مربوط به این موضوع دو نوع است: یکی آن است که به اصطلاح عشق نامیده می شود، و همان چیزی است که در میان فلاسفه و مخصوصا فلاسفه الهی مطرح است که آیا ریشه و هدف عشق واقعى، جسمی و جنسی است و یا ریشه و هدف دیگری دارد که صد درصد روحی است و یا شق سومی در کار است و آن این که از لحاظ ریشه، جنسی است ولی بعد حالت معنوی پیدا می کند و متوجه هدفهای غیر جنسی می گردد؟

نوعی دیگر عطش روحی آن است که به صورت حرص و آز در می آید که از شؤون حس تملک است و یا آمیخته ای است از دو غریزه پایان ناپذیر: شهوت جنسی و حس تملک، آن همان است که در صاحبان حرمسراهای قدیم و در اغلب پولداران و غیر پولداران عصر ما وجود دارد. این نوع از عطش تمایل به تنوع دارد. از یکی سیر می شود و متوجه دیگری می گردد. در عین این که ده ها نفر در اختیار دارد در بند ده ها نفر دیگر است و همین نوع از عطش است که در زمینه بی بند و باری ها و معاشرت های به اصطلاح آزاد به وجود می آید. این نوع از عطش است که هوس نامیده می شود.

اما اینکه می گویند : الانسان حریص علی ما منع منه مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود، به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

فروید که طرفدار سرسخت آزادی غریزه جنسی بود، خود متوجه شد که خطا رفته است، لذا پیشنهاد کرد که باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد و به مسائل علمی و هنری نظیر نقاشی و غیره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعید شد. زیرا تجربه و آمار نشان داده بود که با برداشتن قیود اجتماعى، بیماری ها و عوارض روانی ناشی از غریزه جنسی بیشتر شده است. من نمی دانم آقای فروید که طرفدار تصعید است از چه راه آن را پیشنهاد می کند. آیا جز از طریق محدود کردن است؟ در گذشته افراد بی خبر، به دانشجویان بی خبرتر از خود می گفتند انحراف جنسى، یعنی هم جنس بازى، فقط در میان شرقی ها رایج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قیود زیاد و حجاب است. اما طولی نکشید که معلوم شد رواج این عمل زشت در میان اروپائی ها صد درجه بیشتر از شرقی ها است.

اگر در مشرق زمین محرومیت ها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوترانی های زیاد باعث این انحراف گشته است، تا آنجا که در بعضی کشورها همان طور که در روزنامه های خبری خواندیم رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا این کار را پذیرفته است قوه مقننه باید از ملت پیروی کند. یعنی نوعی رفراندوم قهری صورت گرفته است.[ii]




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -