تبلیغات
شاید این جمعه بیاید شاید... - جایگاه امام حسین(ع) در روایات

جایگاه امام حسین(ع) در روایات

پنجشنبه 18 آذر 1389 08:50 ق.ظ

نویسنده : فدائیان رهبر

پاداش زائر حسینی
شیخ صدوق در كتاب «امالی» از عبدالله بن فضل می‌گوید: روایت كرده است كه گفت:‌ نزد امام صادق(ع) بودم كه مردی از اهل طوس وارد شد و از آن حضرت سؤال كرد: ای فرزند رسول خدا! كسی كه قبر مبارك امام حسین(ع) را زیارت كند، چه پاداشی خواهد داشت؟

امام(ع) به او فرمود: «ای طوسی! كسی كه به زیارت قبر اباعبدالله الحسین(ع) برود و او را بشناسد كه امام واجب‌الإطاعه است یعنی خداوند بر همة بندگان واجب كرده كه از او فرمانبرداری كنند، خدا گناهان گذشته و آیندة او را می‌آمرزد، و شفاعت او را در مورد هفتاد گنه‌‌كار می‌پذیرد، و در كنار آن قبر مبارك حاجتی را از خدا درخواست نمی‌كند مگر آنكه برای او برآورده
می‌كند».1

عصارة خانوادة فضایل
روزی رسول خدا(ص) نشسته بودند و امام علی(ع) نزد آن حضرت حضور داشتند كه ناگاه امام حسین(ع) وارد شد، پیغمبر اكرم(ص) او را گرفت و در دامان خود نشانید، پیشانی و لب‌های مبارك او را بوسید، و در آن زمان شش سال بیشتر از سنّ مبارك او نگذشته بود.

امیرالمؤمنین عرض كرد:‌ ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را دوست دارید؟
پیغمبر اكرم(ص) فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم، در حالی كه پارة تن من است.
حضرت علی(ع) عرض كرد: مرا بیشتر دوست دارید یا حسین را؟ قبل از آنكه رسول خدا(ص) جواب دهد، امام حسین(ع) عرض كرد: كسی كه از جهت نسب برتر و از حیث شرف بالاتر است، نزد رسول خدا(ص) محبوب‌تر و از نظر مقام و درجه به او نزدیك‌تر است.

حضرت علی(ع) به فرزندش فرمود: آیا با من مفاخره می‌كنی؟ (یعنی حاضری هر كدام افتخارات خود را بازگو كنیم؟)

عرض كرد:‌ بلی! اگر مایل باشید.

علی(ع) به او فرمود: ای حسین! من فرمانروای مؤمنان، زبان راستگویان، معاون و مددكار مصطفی، خزانه‌دار علم خداوند، و برگزیدة او از میان آفریدگان هستم. من پیشینیان را به طرف بهشت رهبری می‌كنم، من پرداخت‌كنندة‌ وام و بدهی رسول خدا(ص) هستم.

عموی من حمزه سیّدالشهداء است كه بهشت برین جایگاه اوست،‌ برادرم جعفر طیّار است كه با فرشتگان در بهشت پرواز می‌كند.

من از طرف رسول خدا(ص) منصب قضاوت دارم، من پرچمدار او هستم، من از طرف خداوند مأموریّت یافتم آیات سورة برائت را برای اهل مكّه قرائت كنم، من كسی هستم كه خداوند تبارك و تعالی او را از میان آفریدگانش برگزیده است.

من ریسمان محكم الهی هستم كه خداوند بندگانش را در قرآنش دستور داده به آن چنگ بزنند، و فرموده: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً؛2 همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید». من ستارة درخشان خداوندم، من كسی هستم كه فرشتگان آسمانی او را زیارت می‌كنند، من زبان گویای پروردگارم و حجّت او بر بندگانش می‌باشم، من دست توانای خداوندم، من وَجْه باری تعالی در آسمان‌ها و جَنْب آشكار خداوندم.
من كسی هستم كه خداوند دربارة من و در حقّ من فرموده است: «بل عبادٌ مكرمون ٭ لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون؛3 بلكه بندگان مقرّب خداوند هستند كه هرگز او را به گفتار پیشی نمی‌گیرند، و به فرمان او عمل می‌كنند». من دستاویز مطمئن از طرف خداوندم كه شكستی برایش نیست و گسسته نمی‌گردد، و خداوند شنوا و دانا است.

من درِ رحمت الهی هستم كه باید از آن وارد شوند. من نشان خداوندی بر روی صراط هستم، من آن خانة خدایم كه هر كه در آن وارد شود در امان است، پس هر كس به ولایت و محبّت من درآویزد از آتش دوزخ ایمن است من قاتل پیمان‌شكنان اهل جمل، ستمگران اهل صفیّن،‌ و خارج شدگان از دین یعنی خوارجم، و من كشندة كافرانم، من پدر یتیمان، و پناه بیوه‌زنان هستم.

من آن كسی هستم كه فردای قیامت از ولایتم سؤال می‌شود، و در آیة شریفة «لتسئلنّ یومئذٍ عن النعیم؛4 هر آینه از نعمت‌ها در آن روز سؤال می‌شوید»، من آن نعمت خداوند تبارك و تعالی هستم كه بر بندگانش ارزانی داشته است. من كسی هستم كه پروردگار عالم دربارة من و در شأن من فرموده است:‌ «الیوم أكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الإسلام دیناً؛5 امروز دین شما را كامل كردم و نعمت را بر شما تمام نمودم، و خشنود گشتم كه اسلام دین شما باشد».

پس كسی كه مرا دوست داشته باشد مسلمان واقعی است و مؤمنی است كه دین او كامل است.
من كسی هستم كه به سبب من هدایت شدید، و دربارة من و دشمن من خداوند تبارك و تعالی فرموده است: «وقفوهم إنّهم مسؤولون؛6 ایشان را نگهدارید تا از آنها پرسش شود»، یعنی از ولایت من در فردای قیامت از آنها سؤال می‌كنند، من آن «خبر بزرگ» هستم.

من كسی هستم كه خداوند تبارك و تعالی دین خود را به سبب من در غدیر خم و در معركة خیبر كامل كرد. من كسی هستم كه رسول خدا(ص) درباره‌ام فرمود: «من كنت مولاه فعلیٌّ مولاه؛ هر كه من مولای او هستم، علی مولای اوست». من روح نماز مؤمن و مقصود از «حیّ علی الصلا\؛ بشتابید به سوی نماز»، و «حیّ علی الفلاح؛ به رستگاری روی آورید»، و «حیّ علی خیر العمل؛ برای بهترین عمل شتاب كنید»، هستم.

من كسی هستم كه بر دشمنانم این آیه نازل گشته است: «سأل سائلٌ بعذابٍ واقعٍ ٭ للكافرین لیس له دافعٌ؛7 سائلی از عذاب دردناك كه برای كافران وقوعش حتمی است و منع‌كننده‌ای برایش نیست سؤال كرد و درخواست نمود». من مردمان را به سوی حوض می‌خوانم، و غیر از من كسی مؤمنان را به طرف حوض نمی‌خواند. من پدر پیشوایان پاك و معصوم هستم. من میزان عدالت و وسیلة سنجش اعمال در قیامتم. من رئیس و بزرگ اهل دین و پیشوای مؤمنان به طرف خوبی‌ها و آمرزش پروردگارم.
اصحاب و همراهان من، فردای قیامت، دوستان من هستند كه از دشمنانم دوری كرده و اظهار بیزاری نموده‌اند، هنگام مرگ آنها نمی‌ترسند و غم و اندوهی ندارند، و در میان قبر هیچ‌گونه عذاب نمی‌شوند، آنها در مرتبة شهدا و صدّیقین می‌باشند كه در پیشگاه الهی خوشحال و شادمان به سر می‌برند.
من كسی هستم كه شیعیان من پیمان بسته‌اند، با دشمنان خدا و رسول او دوستی نكنند و روابط دوستانه نداشته باشند، گر چه پدران آنها یا فرزندانشان باشند. من كسی هستم كه شیعیانم بدون اینكه به حساب آنها رسیدگی شود وارد بهشت می‌شوند. من كسی هستم كه پروندة شیعیانم كه نام‌های ایشان در آن است نزد من می‌باشد. من یاور اهل ایمان و برای آنها نزد پروردگار جهانیان شفاعت می‌كنم.
من با دو شمشیر، ضربه و با دو نیزه، زخم می‌زنم، من كافران را در روز بدر و حنین كشتم. من شجاعانِ غرق سلاح و زره را در روز احد به هلاكت رساندم، من عمروبن عبدود را در روز احزاب و مرحب را در روز خیبر به قتل رساندم. دربارة او ندا داد: «لا سیف إلّا ذوالفقار و لا فتی إلّا علیّ؛ شمشیری جز ذوالفقار نیست، و جوانمردی جز علی نمی‌باشد».

من در پیروزی و فتح مكّه مدال افتخار داشته‌ام، من دو بت لات و عزّی را بر زمین كوبیدم و شوكت آنها را شكستم، هُبَل اعلی و منا\ ثالثه را من ویران كرده‌ام.

من آن كسی هستم كه بر شانة پیغمبر اكرم(ص) بالا رفتم و بت‌ها را فرو ریختم. من كسی هستم كه بت یغوث و یعوق و نسر را شكستم، من كسی هستم كه در راه خدا با كافران نبرد كردم.

من كسی هستم كه انگشتر خود را به فقیری بخشیدم، من كسی هستم كه در بستر پیامبر(ص) آرمیدم و خود را به خطر انداختم تا او را از مشركان حفظ كنم. من كسی هستم كه جنّیان از خشم و غضب من هراسناك‌اند، من كسی هستم كه خدا به سبب من عبادت می‌شود، من مترجم وحی الهی و مظهر علم خداوندم، من كشندة جنگجویان جمل و صفیّن، بعد از رسول خدا(ص) هستم، و من قسمت‌كنندة بهشت و دوزخ می‌باشم.

در این هنگام علی(ع) ساكت شد و رسول خدا(ص) به امام حسین(ع) فرمود: ای ابوعبدالله! آیا آنچه را پدرت گفت شنیدی؟ و آنچه او بر شمرد یك‌دهم از یك‌دهم فضائل او بلكه از هزار هزار فضیلتی است كه او دارد و بلكه او بالاتر از همة‌ این فضائل است.

امام حسین(ع) عرض كرد: سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است كه ما را بر بیشتر بندگان مؤمن خود و بر همة جهانیان برتری داد، جدّ ما را برای نزول قرآن و علوم قرآن یعنی تفسیر و تأویل آن، و راستی و صداقت، و محلّ راز امین وحی اختصاص داد، و ما را بهترین برگزیدگانش قرار داد، و برتمامی خلق خود رفعت و برتری بخشید.

سپس امام حسین(ع) عرض كرد: امّا شما ای امیرمؤمنان نسبت به آنچه فرمودی راستگو و امین هستی.
پیغمبر اكرم(ص) فرمود: اكنون تو ای فرزندم، فضائل خود را یادآوری كن.

امام حسین(ع) عرض كرد: ای پدرجان! من حسین فرزند علیّ‌بن ابی‌طالبم. مادرم فاطمة زهرا سرور تمامی زنان عالم، و جدّم محمّد مصطفی آقا و سرور همة فرزندان آدم است.

ای علی! مادر من مقامی برتر از مادر شما نزد خدا و همة مردمان دارد، جدّ من بهتر و والاتر از جدّ شما نزد خدا و همة مردم است. من در گهواره بودم كه جبرئیل با سخنان خوش‌آیند خود مرا نوازش می‌داد و اسرافیل به دیدار من می‌آمد.

ای علی! تو نزد خدا برتر از من و والاتر هستی،‌ و من به حسب و نسب و به داشتن پدران و مادران و اجدادی كه دارم بر تو افتخار می‌كنم.

و بعد از این گفت‌وگو امام حسین(ع) برخاست و دست به گردن پدرش انداخت و او را بوسید، علی(ع) هم فرزندش حسین بن علی(ع) را در بر گرفت و بوسید و به او فرمود:‌
خداوند فخر و شرف و دانش و بردباری تو را زیادتر گرداند و آنهایی را كه به تو ای ـ ابوعبدالله ـ ستم كنند لعنت كند.
و بعد از آن امام حسین(ع) به سوی پیغمبر برگشت.8

حسین از من و من از حسینم
حضرت رضا(ع) فرمودند:
هنگامی كه خداوند تبارك و تعالی به ابراهیم خلیل الرحمان دستور داد به جای فرزندش اسماعیل آن قوچ را كه برای او فرستاده است ذبح كند ابراهیم(ع) آرزو كرد كه كاش اسماعیل را با دست خود قربانی كرده بود و به ذبح آن قوچ امر نشده بود تا به قلب او آنچه به قلب پدری كه بهترین فرزند عزیزش را با دست خود ذبح كرده وارد می‌شد، و با این عمل سزاوار پاداش صبركنندگان در مصیبت‌ها می‌شد و درجات والایی را تحصیل می‌كرد.

خداوند تبارك و تعالی به او وحی فرمود: ای ابراهیم! محبوب‌ترین آفریدة من نزد تو كیست؟
عرض كرد: خداوندا! مخلوقی را نیافریده‌ای كه نزد من محبوب‌تر از حبیب تو یعنی محمّد(ص) باشد.
فرمود: ای ابراهیم! او را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ عرض كرد:‌ او را از خودم بیشتر دوست دارم.
فرمود:‌ فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را؟ عرض كرد:‌ فرزند او را از فرزند خودم بیشتر دوست دارم.
فرمود:‌ كشته شدن فرزند او از روی كینه و ستم به دست دشمنانش قلب تو را بیشتر به درد می‌آورد یا قربانی شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من؟

عرض كرد:‌ كشته شدن او به دست دشمنانش برای من دردناك‌تر است.

فرمود: ای ابراهیم! گروهی كه خود را از امّت محمّد(ص) می‌پندارند به زودی حسین(ع) فرزند او را بعد از او با ظلم و ستم می‌كشند، همانطور كه سر گوسفندی را جدا می‌كنند، و با این عمل سزاوار خشم و غضب من می‌گردند.

ابراهیم(ع) با شنیدن آن اندوهگین شد، و یاد آن مصیبت دل او را به درد آورد و او را گریان نمود.
خداوند تبارك و تعالی به او از طریق وحی فرمود:‌ «و فدیناه بذبحٍ عظیمٍ؛ ای ابراهیم! ناله و فریادت بر امام حسین(ع) و مصیبت كشته شدن او را فدیه و عوض قرار دادم برای بی‌تابی و تحمّل مصیبت فرزندت اسماعیل در صورتی كه او را با دست خود قربانی كرده بودی، و درجات والای مصیبت‌زدگان را نصیب تو گردانیدم، و این تأویل كلام خداوند تبارك و تعالی است كه فرمود:9 «و بر او ذبح بزرگی فدا ساختیم» و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر به سبب خداوند بلندمرتبة بزرگ».10

مؤلف «القطره» می‌نویسد: بنابر تأویلی كه ذكر شد، امام حسین(ع) در عوالم پیشین، شهادت را قبول كرده، و پذیرفته است كه فدیه برای جدّش اسماعیل قرار گیرد تا نور جدّش محمّد مصطفی(ص) كه در صلب او است بماند، پدرش علیّ مرتضی و مادرش فاطمة زهرا و برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی و فرزندان پاك و معصوم او ـ كه درود خداوند بر همة آنان باد ـ باقی بمانند، و بنابراین همة نعمت‌ها و بخشش‌های ظاهری پروردگار، و بركات معنوی او كه به ما می‌رسد از حسین(ع) سرچشمه گرفته و شاید همین علّت مستحب بودن زیارت آن حضرت در همة روزها و شب‌های مبارك است.

زیرا او علّت غایی برای برپایی و برقراری دین است،‌ به خاطر اینكه صاحب دین یعنی حضرت خاتم‌النبیّین را با قبول شهادت در صلب پدرانش حفظ كرده و در دنیا مصائب بزرگ را تحمّل كرده است تا با این عمل دین مقدّس را احیا گرداند و باطل را سركوب نماید.

[این روایت معنایی برای آن سخن رسول خدا(ص) است كه فرمود: «حسینٌ منّی، و أنا من حسین»]




پی‌نوشت‌ه
ا:‌
1. امالی صدوق، ص 684، ح 11، مجلس 86؛ بحارالانوار، ج 101، ص23، ح15. مؤلّف «القطره»:‌ اینكه در حدیث می‌فرماید: «خدا گناهانی را كه در آینده، زائر امام حسین(ع) مرتكب شود می‌آمرزد». معنایش این است كه توفیق توبه كردن به او مرحمت می‌كند و عاقبتش را نیكو می‌گرداند، تا اجازه و رخصت در ارتكاب گناه كه از نظر عقلی قبیح است لازم نیاید.
2. سورة آل عمران (3)، آیة‌103.
3. سورة‌ انبیاء (21)، آیة 26، 27.
4. سورة تكاثر (102)، آیة 8.
5. سورة‌ مائده (5)، آیة 3.
6. سورة صافّات (37)، آیة 24.
7. سورة معارج (70)، آیة 1 و 2، این آیه اشاره به قصّة نعمان بن حارث یهودی (لعنه الله) دارد كه وقتی خبر غدیر خم به گوش او رسید نزد رسول خدا(ص) آمد و وقتی رسول خدا(ص) به او فرمود:‌ این فرمان الهی بوده است، از خدا درخواست كرد كه اگر آن حضرت راست می‌گوید عذابی نازل كند، خداوند هم سنگی را از آسمان نازل كرد و بر سر او كوبید كه هلاك شد.
8. الفضائل ابن شاذان، ص 83، حیلـ[ الأبرار، ج2 ، ص 123، ح6، معالی السبطین، ص 58.
9. سورة‌ صافات (37)، آیة 107.
10. عیون اخبار الرضا(ع)، ج1 ، ص 166، ح 1، جواهر السنیّـ[، ص 251، تأویل الآیات، ج2 ، ص 479، ح12، تفسیر برهان، ج4 ، ص 30، ح6، المنتخب، ص 32، بحارالانوار، ج 44، ص 225، ح6 و در ذیل آن شرح و توضیحی آورده است


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -