تبلیغات
شاید این جمعه بیاید شاید... - فیض روح القدس

فیض روح القدس

جمعه 3 دی 1389 12:54 ب.ظ

نویسنده : فدائیان رهبر
   
فیض روح القدس اَر باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آنچه مسیحا می‌كرد1

امام حسین رحمت واسعة خدای رحمان است كیست كه به این «كشتی نجات» دست التجا زده و ناامید بازگشته است؟ به قول عارف صاحب دل مرحوم حاج محمّد اسماعیل دولابی «همة اهل بیت كشتی نجاتند اما كشتی امام حسین سریع‌تر است، وقتی كه حركت می‌كند، سایر كشتی‌ها كنار می‌كشند و راه را باز می‌كنند، امام حسین رو به خدا سریع است، تجلّی خدا هم به سوی او سریع است. محبّت و عزاداری برای امام حسین(ع)، انسان را زود به مقصد می‌رساند. «كلّنا سفن النجاة و لكن سفینة الحسین اسرع» همة ما اهل بیت كشتی‌های نجاتیم، ولی كشتی امام حسین سریع‌تر است.»2

در این مقال دو داستان از عنایات حسینی(ع) به شاعران و اهل سخن از زبان خودشان آورده می‌شود. یكی مفسّر و مترجم معروف قرآن مرحوم حكیم الهی قمشه‌ای(ره) و دیگر استاد عبّاس كِی منش معروف به «مشفق كاشانی» ـ حفظه الله ـ كه هر دوی این بزرگواران به شكرانة عافیت خود و فرزندانشان منظومه‌هایی را به رسم سپاس از عنایات سالار شهیدان سروده‌اند و به پیشگاه عرشی آن امام مظلوم تقدیم داشته‌اند  كه در میان سوگ سروده‌های حسینی خوش نشسته و خوب جلوه كرده است.

با آرزوی شفای همة دردمندان و همچنین آرزوی بلندی مقام برای مرحوم الهی قمشه‌ای  و امید سلامت و طول عمر برای استاد مشفق كاشانی، خوانندگان موعود را به خواندن این دو داستان كه پرتوی از عنایات و كرامات سیّدالشهداء(ع) به سخنوران می‌باشد، دعوت می‌كنیم.

هر چند این دو شخصیت معروف حضور خوانندگان بوده و مستغنی از معرفی می‌باشند با این حال معرفی كوتاهی شده‌اند.

  • صلایِ غم
عباس كِی منش، متخلص به مشفق كاشانی از شاعران برجستة معاصر در 1304 در كاشان به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا درجة كارشناسی ارشد در رشتة حسابداری و بودجه در دانشگاه تهران ادامه داد و نزدیك چهل سال در وزارت فرهنگ ـ آموزش و پرورش ـ با سمت‌های آموزگاری، دبیری و سازمان اداری در كاشان و تهران خدمت كرد. استاد پس از افتخار بازنشستگی فعالیت‌های خود را عمدةً در حوزة شعر متمركز كرد و در طول دورة خدمات ادبی و انقلابی‌اش به خاطر عرضة آثاری فاخر، ده‌ها لوح تقدیر را از آن خود ساخت. عضویت در شورای شعر سازمان صدا و سیما از مسئولیت‌های وی بوده است. مجموعة آثار استاد اعمّ از سروده‌ها، گردآورده‌ها و كارهای مشترك به 31 اثر می‌رسد كه در این میان صلای غم، سرود زندگی، آذرخش، آیینة خیال و پنجره‌ای رو به آفتاب قابل ذكر است.

با آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد مشفق كاشانی جریان سُرایش تضمین شعر جاودانة محتشم كاشانی در دوازده بند را به نام «صلای غم» از زبان ایشان می‌شنویم. صلای غم، داستان دل انگیز شفای مشفق جوان از یك بیماری مهلك به عنایت سالار شهیدان است. لازم به یادآوری است كه این منظومه در سال 1323 برای اولین بار توسط كتابفروشی اسلامیه و در سال 1366 به همت سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با مقدمة استاد محمود شاهرخی به چاپ رسیده است.

من در زمان نوجوانی به بیماری تورّم كیسة صفرا مبتلا شدم. شدت بیماری آنچنان بود كه تقریباً تمام پزشكان از من ناامید شده، در نهایت به پدرم گفتند:

میرزا! ما كاری نمی‌توانیم بكنیم.

مرحوم پدر جزو مؤسّسان هیأت ابوالفضل(ع) كاشان بود. هر سال كه دستة این هیأت در كاشان به راه می‌افتاد بی‌نظیر بود. پدر اعتقاد محكمی به اهل بیت(ع) داشت و به قولِ خودش «چهل سال پای منبر سیّدالشهداء(ع) سینه زده بود».

در همان شرایط كه من از شدت بیماری چیزی نمی‌توانستم بخورم و از شدتِ درد، فرش را گاز می‌گرفتم؛ پدرم آمد و گفت: «من چهل سال است كه در عاشورا برای امام حسین(ع) و  اهل بیت(ع) عزاداری كرده‌ام؛ اگر امشب امام حسین پسرم عباس را شفا ندهد و به ما برنگرداند، من دیگر كاری با آنها ندارم، اما اطمینان دارم كه عباس حتماً خوب خواهد شد» ـ و این جمله را خیلی محكم گفت ـ آن زمان در كاشان مرسوم بود كه حاجتمندان در شب تاسوعا به چهل منبر شمع می‌زدند. نیم ساعتی كه از رفتن پدر گذشت من احساس كردم كه درد، ذره ذره دارد از بدنم بیرون می‌رود، بلند شدم و گفتم: «گرسنه‌ام!» مادرم با تعجب و تحیر پرسید: «گرسنه‌ای؟ بیا داروهایت را بخور» اما من دوباره گفتم: «گرسنه‌ام» و شروع كردم به غذا خوردن، حدود دو ساعت بعد پدر آمد و گفت: «عباس خوب شد، می‌دانستم این خانواده كسی را بی‌جواب نمی‌گذارند». آنگاه رو به من كرده و گفت: «باید برای امام حسین(ع) كاری بكنی» ـ و منظورش این بود كه باید شعری بگویی ـ گفتم: «پدر! من تازه در خطِّ شاعری افتاده‌ام و این قدر قدرت ندارم كه در شأن و مقام سیدالشهداء شعری بگویم» اما پدر با تحكّم گفت: «چرا می‌توانی و باید این كار را انجام بدهی».آن شب خواب دیدم در مدرسه و سرِ كلاس هستم، مستخدم مدرسه آمد و گفت:

«آقا سید محمّدحسین ـ مدیر مدرسه ـ می‌خواهد شما را ببیند». پیش ایشان رفتم و او نگاهی به من كرده و از كشوی میز خود دوازده بند محتشم كاشانی را درآورد و گفت: «بگیر! برو این را تضمین كن». گفتم: «آقا من نمی‌توانم» گفت: «چرا می‌توانی» بعد كه بیدار شدم و خوابم را برای پدر تعریف كردم گفت: «نگفتم می‌توانی؟».

استاد مشفق كاشانی در ادامة خاطرة خود می‌گوید:

واقعاً من نبودم كه این كار را كردم. هیچ ادعایی هم ندارم ولی انگار كسی در گوش من اشعار را می‌گفت و من می‌نوشتم.

[در پسِ آینه طوطی صفتم داشته‌اند
هر چه استاد ازل گفت بگو، می‌گویم]3

به هر حال تضمین تركیب بند محتشم كه تمام شد آن را به تهران برای كتابفروشی اسلامیه فرستادم، آنها هم، آن را در ده هزار نسخه به صورت یك جزوة كوچك با عنوان زینت المراثی چاپ كردند. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در جلد بیست و ششم كتاب الذریعه نوشته: «زینت المراثی. تضمین دوازده بند محتشم اثر مشفق القاسانی».

نكته‌ای كه می‌خواهم عرض كنم این است كه: «من حالا هم كه این اثر را می‌بینم، نمی‌توانم در آن تغییری بدهم. انگار یك نیرویی نمی‌گذارد و به من می‌گوید: «بگذار همین طور باشد» به هر حال اگر سُست یا قوی است، همین است و جا افتاده است.»4

و این چند بند از «صلایِ غم» استاد:
خلقِ جهان ز سوزِ نهان، نوحه می‌كنند
از دست داده تاب و توان، نوحه می‌كنند
هر جا ز دیده اشك فشان، نوحه می‌كنند
جنّ و ملك بر آدمیان نوحه می‌كنند
گویا عزایِ اشرفِ اولادِ آدم است

٭٭٭

افتاده شب، ز بامِ شبستانِ كربلا
خور چون سرِ بریده، به دامان كربلا
خونِ خدا گرفت گریبانِ كربلا
كشتی شكست خوردة طوفان كربلا
در خاك و خون فتاده به میدان كربلا

٭٭٭

جنّ و ملك شدند بر این پهنه اشك ریز
در ماتمِ سری كه جدا شد، به تیغِ تیز
برخاست از نهادِ جهان، شورِ رستخیز
خاموش محتشم كه ازین نظم گریه‌خیز
روی زمین به اشك جگرگون خضاب شد5


  • كربلا وادی عشق
مرحوم مهدی الهی قشمه‌ای، حكیم و مفسّر قرآن كریم، فرزند ابوالحسن متولد 1318 ق. در قمشه (شهرضای كنونی) به دنیا آمد و سال‌ها در تهران در كرسی تدریس عربی در دانشگاه تهران و حكمت و فلسفه در دانشكدة الهیات به تدریس اشتغال ورزید و پس از عمری تدریس و تهذیب و تألیف در اردیبهشت ماه 1352 بدرود حیات گفت . از استاد ده‌ها اثر در حوزه‌های گوناگون تفسیر، حكمت و ادبیات باقی مانده كه از جملة آنها ترجمة قرآن مجید و ترجمة مفاتیح الجنان و ترجمة صحیفة سجّادیه و حكمت الهی... می‌باشد. مرحوم الهی قمشه‌ای را آغازگر ترجمة معاصر قرآن كریم می‌دانند. ترجمة او از قرآن همچنان پُر تیراژترین قرآن مترجم است. استاد در كنار همة فضیلت‌ها از هنر شاعری نیز در حدّ بالایی برخوردار بودند. از ایشان چند دفتر شعر با عنوان‌های نغمة الهی؛ ترجمة منظوم خطبة همّام و نعمة حسینی بر وزن مخزن الاسرار نظامی در شرح زندگی و شهادت سالار شهیدان و حماسة كربلا و نغمة عشّاق مجموعة قصاید و غزلیات ایشان به چاپ رسیده است.دربارة انگیزة سُرایش منظومة نغمة عشّاق فرزند استاد خانم مهدیه الهی قمشه‌ای چنین نقل كرده است:

این اثر در حقیقت ادای نذری است كه مرحوم استاد الهی قمشه‌ای به هنگام بیماری فرزند دلبندش، دكتر حسین الهی قمشه‌ای با خدای حسین(ع) داشت و تفصیل قضیه از این قرار است: فرزند استاد ـ دكتر حسین الهی ـ در كودكی، هنگامی كه یك سال و نیم بیش نداشته، به تب و بیماری سختی مبتلا می‌شود و كار بیماری چنان بالا می‌گیرد كه همه از او قطع امید می‌كنند. در این هنگام استاد الهی قمشه‌ای به درگاه خداوند نیاز می‌برد و نذر می‌كند كه در صورت بهبودی و شفای حسین، داستانِ سلطانِ جانبازانِ جهان، حضرت حسین بن علی(ع) را به نظم درآورد. آن نیتِ خالصانه و آن سوز و گداز به درگاهِ بی‌نیاز، مؤثر افتاد و حسین كوچك و بی‌تاب شفا یافت. چند قطره آب به كام خشك حسین می‌ریزند و او به هوش آمده، سلامت و شفای خود را از خدای حسین می‌گیرد.6

به دنبال آن، مرحوم الهی قمشه‌ای نذر خود را ادا می‌كند و منظومه‌ای دربارة كربلا و سیدالشهدا(ع) در وزن مخزن الاسرار نظامی می‌سراید امّا بعدها از دختر  فرزانة خود خانم مهدیه الهی می‌خواهد كه این منظومه را در وزن مثنوی مولانا بازآفرینی كند، زیرا این وزن برای خواصّ شعر در مجالس و منابر سوگ و تعزیه، مناسبت قرائت و حالت‌های حُزن و حماسه را بهتر بیان می‌كند. خانم الهی نیز خواست پدر را اجابت كرده، این منظومه را با عنوان «كربلا وادی عشق» بازآفرینی و به پیشگاه سالار شهیدان تقدیم می‌نماید. این مجموعه به همت انتشارات فاران به چاپ رسیده است.

استاد الهی قمشه‌ای داستان توفیق خود در سرایش «نغمة حسینی» را چنین آورده.

پی‌نوشت‌ها:

1. حافظ شیرازی.
2. مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 310، نشر سفینه.
3. حافظ شیرازی.
4. كیهان فرهنگی، شمارة 247 ـ 246، فروردین و اردیبهشت 1386، صص 7 و 8، گفت‌وگو با استاد مشفق كاشانی.
5. مشفق كاشانی، صلای غم، نشر سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، سا ل1366.
6. مهدی الهی قمشه‌ای، كربلا وادی عشق، بازآفریدة مهدیه الهی قمشه‌ای، نشر فاران، ص 8.
7. همان، صص 13 و 15.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -